تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو می تابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود نازنینم

نگاهم نگاهم جا مانده است جا مانده است جایی بین زندگیت
******* دلم خسته شد از بی همزبانی مبادا طی شود فصل جوانی برای تو ، برای تو بمانم برای من ، برای من بمانم
جا مانده است
جایی بین دستهایت
جایی بین لبهایت
نگاهم
خیلـی دوستـــت دارم عزیز دلـــم
قربونت برم سعیدم ؛ نفســـم
نا ممکن است که احساس خود را نسبت به تو ، بتوانم با واژه ها بیان کنم..
اینها سرشارترین احساساتی هستند که تاکنون داشته ام..
با این همه هنگامی که می خواهم اینها را به تو بگویم و یا بنویسم..
واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند..
گرچه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم..
می توانم بگویم آنگاه که با توأم چه احساسی دارم..
آنگاه که با توأم احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کند..
آنگاه که با توأم چون گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند..
آنگاه که با توأم چون امواج دریا هستم که توفنده و سرکش بر ساحل می کوبند..
آنگاه که با توأم رنگین کمانی پس از توفانم که پر غرور،
رنگهایش را نشان طبیعت می دهد ..
آنگاه که با توأم گویی هر آنچه که زیباست ما را در برگرفته است..
اینها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است..
"تو همانی که همیشه به او اندیشیده ام"
"تو برای من مهمترینی در جهان"
"تو همانی که دوستت دارم"
شاید واژه عشق را ساخته اند تا احساسی چنین عمیق و هزار سو را بیان کند..
اما باز هم این واژه کافی نیست..
با این همه چون هنوز بهترین است..
بگذار بگویــــم و باز بگویـــــــم :
"بیش از عشق برتو عاشقم"
باز امشب غزلی کنج دلم زندانی ست ، آسمان شب بی حوصله ام طوفانی ست
هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد ، های های دل دیوانه من پنهانی ست
*******************
می میرم برات .. نمیدونستی می میرم بی تو ، بدونـــــه چشات ...
خیلی دوستت دارم نفســـی
فداتـــــــــم
عشق یعنی خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یک تمنا، یک نیاز
زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست تو،
زیر باران دست من در دست تو

آرزو دارم که قشنگترین گل سرخ دنیا را بچینم و بر برگهای آن قطره ای از خون خود را بچکانم و آنرا به سعید عزیزم هدیه کنم تا زمانی که گل را می بوید نفسش خون مرا گرم کند .. ****** خیلی دوستت دارم گلم قربونت برم سعیدم

امروز فقط روز توست،میخوام دنیا بدونه
برای جشن زیبات،می خونم عاشقونه
تو اومدی به دنیا،تو قلب من نشستی
خوش آمدی عزیزم که عشق من تو هستی
منم تا دنیا دنیاست،قدر تو رو می دونم
امروز تولد توست،از ته دل می خونم
تولدت مبارک،مبارک و مبارک
تولدت مبارک،مبارک و مبارک

ببین طلوع چشمات به دنیا چه قشنگه
نگاه شیطون تو،صمیمی و یه رنگه
صمیمی و یه رنگه، روز تولد توست
همه میگن مبارک...منم میگم عزیزم:
تولدت مبارک...

چقدر خوشحالم که امسالم افتخار تبریک گفتن تولدتو داشتم فرشته مهربونم
خیلی خوشحالم که باهامی نفس
نمیدونی گلم ؛ مطمئنم نمیدونی داشتنت چه نعمت بزرگیه عزیزترینم
ایشالله که همیشه سالم و زنده باشی بهترینم
خدایا هیچوقت هیچوقت سعیدمو ازم نگیر
خیلی دوستت دارم سعید عزیزم
قربونت برم من
زمین یک گل زیبا رو به دست سرنوشت داد
و سرنوشت اون گل رو تو قلب من کاشت
تا باغچه خالی قلبم، جایگاه یک گل باشد
گل یاسمنم تولدت مبارک

روز تولدت باز مثه پارسال
بیقرارم بیقراری مثه هر سال هزارون گل سرخ هدیه به تو یار آسمون ستاره بارون شده ای وای! تو این شبای سرد و پر گلایه دلم میخواد بشه ابر بهاره بباره تا سحر مثال اشکات تا بگه تنها نذارم دیگه ای یار تو این دقیقه ها و لحظه ها همه میدونن برای تو گل عشق و میارن به تو میگن شدی زیباترین گل تولدت مبارک گل زیبا

اگر نگاهت به وسعت خورشید باشد
میتوانی یار را در همه پنجره ها ببینی
اگر قلبت به زلا لی دریا باشد
میتوانی او را در همه رودها جاری ببینی
اگر چشمانت به رنگ عشق باشد
میتوانی او را در کلبه محبت
به انتظار نشسته پیدا کنی
وکلید همان کلبه همان عشقی ست
که در سرتاسر وجودت می درخشد...

بعضی وقتا حتی می ترسم حرف دلمو بهت بگم گلم
می ترسم بگم اونقدر دوستت دارم که حاضرم برات بمیرم
اونقدر دوستت دارم که اگه نباشی از بین میرم و می میرم
می ترسم حرف دلمو بگم که مبادا فکر نکنی تهدیده گلم
این که تهدید نیست نفسی
حرف دله وجودم : به خدا اگه روزی بخوای نباشی می میرم
من هیچوقت نمیتونم وجود خودمو فراموش کنم نازنینم
تو خواسته یا نا خواسته همه وجود و همه هستی و دلیل بودنمی سعیدم
کاش بدونی چقدر دوستت دارم نفسم
زنده میشوم از لبخندی که
از تو همیشه سهم من است
و مهربانی هایی که
بهشت را در برابرت
به تعظیم وا میدارد
پیکرت ؛
انتشار عطوفت پنهانی ست
که ملائک را به مصاف تو میخواند
و هیچ کس اما
در این ناگریز عاطفه های بی دریغ
مانند تو نخواهد بود ...

سلام گل شکفته ام میون باغ آرزو بدونه تو چیکار کنم کجا برم خودت بگو بخون ترانه ی منو برات نوشتم مهربون دوست دارم یه عالمه اندازه ی یه آسمون
رویش عشق سرآغاز کتاب من و توست
گوش کن
این صدای دل یک بلبل مست
در تمنای گلی ست
که به او می گوید
تا ابد لحظه به لحظه دل من
با همه مستی و شیدایی وعشق
همه تقدیم تو باد..

" هر نگاهت ز روشنی کار ستاره میکند
هرکه دوباره بیندت ، عمر دوباره میکند . . ."
***********
دوستت دارم یه عالمه
هر چی بگم بازم کمه
برات می میـــــرم سعیدم
دیوونتــــم نفسی
سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،
سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت،
دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،
چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود،
من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،
تپش عشقو تو رگهام عاشقانه می چشیدم

دلی دارم در آتش خانه کرده میان شعله ها کاشانه کرده دلی دارم که از شوق وصالت وجودم را ز غم ویرانه کرده ******** خیلی دوستت دارم نفسم
اگر من شاعرم شعرم توهستی
اگرمن عاشقم عشقم توهستی
اگر که من کتاب کهنه هستم
بدان زیباترین برگش توهستی

اگر کبو تران پرواز رافراموش کنند ! من هرگز تو رافراموش نمی کنم ! اگر شب بی ستاره باشد مراخیالی نیست !! چون تو تنها ستاره قلب منی! ************* فــــــــــدات بشم سعیدم خیلی دوستت دارم جیگـــــــرم
پیش از تو آبی آرام اجازه جاری شدن را نداشت
شقایق عاشق بود و اجازه دوست داشتن را نداشت
آسمان غمگین بود و چاره ای جز گریستن نداشت
پیش از تو قلبها بی ستاره بود و تنها....
غروب بی افق بود و سپیده دم بی نور....
فاصله ها مبهم بود و رویاها حقیقتی تلخ...
عشق احساسی غریب بود و ابدیت بی مفهوم و پوچ
پیش از تو چشمها در حسرت یک نگاه عاشقانه بود و
چراغ ساحل آسودگی ها در بی کرانی دریا ناپدید می شد.
پیش از تو نیازمند چیزی بودم که باورش کنم و تو آمدی و
اکنون به برکت وجود توست که معنای واقعی عشق را درک کرده ام
پس بودنت در کنارم را همیشه می ستایم
و همیشه به عشقت نفس میکشم تمام هستیم ..

امروز بیناتر از من کیست که تو را میبینم ؟ شنواتر از من کیست که سخن تو را میشنوم ؟ گویاتر از من کیست که از تو سخن میگویم ؟ و داراتر از من کیست که تو را دارم . . . ؟ همه وجودم با جون و دل می پرستمـــــــت
من همیشه یادت هستم،
تو رو از جون می پرستم،
من فقط با تو می تونم
توی این دنیا بمونم،
اگه تو نباشی پیشم
می دونی دیوونه میشم،
این صدای قلبمه
می شنوی آره یا نه؟
میتونم داد بزنم
عشقمـــی یا نه ؟
آخه من خیلی می ترسم،
میگن عاشقی جنونه،
نمیگم عاشقت مرده،
اما دیگه نیمه جونه ..

اما تو مثل نفسی تکرارت تضمین زندگی منه .. ********* خیلی دوسِــــــت دارم نفســـــــی
تکرار همه چیز توی دنیا ، خسته کننده ست
چشم چشم دو ابرو،
نگاه من به هر سو
پس چرا نیستی پیشم ،
نگاه خیس تو کو؟
گوش گوش دو تا گوش ،
دو دست باز یه آغوش
بیا بگیر قلبمو ،
یادم تو
رو فراموش!
چوب چوب یه گردن ،
جایی نری تو بی من
دق میکنم میمیرم ،
اگه دور بشی از من!
دست دست دو تا پا،
یاد تو مونده اینجا
یادت میاد که گفتی ،
بی تو نمیرم هیچ جا؟
من؟ من؟ یه عاشق ، همون لیلی سابق!
تو را من دوستت دارم
تویی آن ماه شب تاریک دل تنگم
تویی تنها عشق من
تو رامن دوستت دارم
هر جا که باشی
تویی تنها امید من برای بودن
وقتی که دیگر رمقی در پاهایم برای رفتن ندارم
ونور چشمی برای دیدن ندارم
تو همچون خورشیدی از دور می آیی
دست من را می گیری
ولی با خود نمی بری
ای تنها امید من دستم را بگیر
باخود ببر از این دیار
دلم بی تو نیست میشود
بی تو من غمگینم
ای زیبای من باز هم بیا
تو را در رویا نمی خواهم
تو را با تو میخواهم
ای عشق من،عاشقت هستم
تو را من دوستت دارم
ما چون دو دریچه ، رو به روی هم
آگاه ز هر بگو و هر مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینه ی بهشت ، اما ... آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست

خدایــــــــا هزاران بار شکـــــرت
خیلــــــی دوستت دارم عمرم
نفسمــــی گلــــم
به من او گفت فردا می رود اینجا نمی ماند
و پرسیدم دلم او گفت : نه تنها نمی ماند
به او گفتم که چشمان تو جادو کرده این دل را
و گفت این چشم ها که تا ابد زیبا نمی ماند
به او گفتم دل دریایی ام قربانی چشمت
ولی او گفت این دل دائما دریا نمی ماند
به او گفتم که کم دارم تو را رویای کمرنگم
و پاسخ داد او در عصر ما رویا نمی ماند
به او گفتم که هر شب بی نگاه تو شب یلداست
ولی گفت او کمی که بگذرد یلدا نمی ماند
به او گفتم قبولم کن که رسوایت شوم او گفت
کسی که عشق را شرطی کند رسوا نمی ماند
و حق با اوست عاشق شو همین و هر چه باداباد
چرا که در مسیر عاشقی اما نمی ماند
خدایا خط بکش بر دفتر این زندگی اما
به من مهلت بده تا بشنوم آنجا نمی ماند
تو رو خــــدا بیـــــــا عمرم
***************
برام دعا کن عشق من همین روزا بمیرم
آخه دارم از رفتنت بد جوری گُر می گیرم
دوستت دارم بهترینم تا حــــــــد مرگ
نمی دانم چرا؟ اما تورا هر جا که می بینم
کسی انگار می خواهد زمن تا با تو بنشینم
تن یخ کرده آتش را که می بیند چه می خواهد؟
همانی را که می خواهم تورا وقتی که می بینم
تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی
و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم
تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که می ترسم
به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم
زبانم لال ! اگر روزی نباشی من چه خواهم کرد ؟
چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟
نباشی تو اگر ناباوران عشق می بینند
که من آرام و بی پروا در اعماق زمینم

دلم برات یه ذره شده دلیل بودنم
مواظب خودت باش نفسم
خیلی دوستت دارم از اینجا تا خود خـــــدا
من همون تنهاترینم که دلم رو به عشق تو سپردم
تو همون امید بودنی که به امید تو هنوز نمردم
من همون خیلی دیوونم که همیشه عاشقت میمونم
تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو میخونم
من همون خسته ترینم که دیگه طاقت دوریتو ندارم
تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم
من همون دریای دردم که میخوام دورت بگردم
تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات میخندم
من همون عاشق ترینم که اگه بگی واست میمیرم
تو همون فرشته نجاتی که یه روز میای و نمیذاری من بمیرم
من همون بدون ماهم که بی تو ستاره هم ندارم
تو همون ماه و ستارم که با تو دیگه هیچی کم ندارم
خنده تلخ آدما ...
همیشه از دلخوشی نیست...
گاهی شکستن دلی ... کمتر از آدم کشی نیست...
گاهی دل اونقدر تنگ میشه ... تو گریه هم کم میاره...
یه حرف خیلی ساده هم
آخر به کجایی تو؟
پرسید و ندانستم
با این همه دلتنگی
درطرح نمی گنجم!
هربار قلم رقصید
از سایه خود ترسید
یک نقش و همه خالی
درگوشه تنهایی
از بوسه و صد بوسه
یک لحظه به خود لرزید
ترسید ودلش ترسید
یک شب زشبی شاید
بی بوسه تو یکبار
درخواب بماند خواب

کتابها دروغ نوشته اند وقتی لبهایت برای یک چکه عشق چاک خورده اند مسیح هم اگر باشی وسوسه ی عاشق شدن رهایت نخواهد کرد.

من شنیدم !
گفته بودم ،که تو بر خواهی گشت
من شنیدم که تو می آیی باز
کوچه های دل خود را هم آذین بستم
خاک را
باران را
آب را آینه را
قاصدک های پیام آور را
همه هستی،همه زیبایی را
به تماشای تو دعوت کردم
وبر این باور خود میبالم
که تو خواهی آمد
که تو خواهی آمد ..
« خیلی دوستت دارم تنها عـــشقم »
اسیــــــرتم نفس !
در اقیانوس رویاها غرق شده ام
و نومیدانه دست و پا می زنم
ناگاه
تنه درخت آرزو شناکنان به سراغم می آید
به او پناه می برم
با این آرزو که مرا به تو برساند
در آن سوی اقیانوس!!!

قسم به چشمات گل من، جز تو گلی بو نکنم
جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم
قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بهترین
اسم تو رو داد می زنم تا دم دمای آخرین
قطره به قطره خونم و یک جا به نامت می کنم
دلخوشیهای دنیا رو خودم به فالت می کنم
می برمت یه جای دور می شم واست سنگ صبور
برات یه کلبه می سازم پر از یه رنگی پر نور
روح و دل و جون و تنم، نذر نگاهت می کنم
دنیاها رو فدای اون چهره ماهت می کنم
*****************
ســــــــلام به عشقم .. سلام از عمق وجودم و از گوشه خاطرات مشترکمون
نمیدونم چرا دلم کشید اینجا بنویسم..عزیزترینم دلم برات خیلی تنگ شده
دلم برای تو و همه جاها و چیزایی که نشونی از تو داره تنگ شده
یــــــادش بخیر .. وقتی اولین بار اینجا رو درست کردی و خبرشو دادی
چقدر ذوق کردم از اینکه اینقدر دوستم داری
و یـــــادش بخیر .. اولین باری که روز تولدت اون وبلاگ رو ساختم برات
تنها هدیه ای که از این راه دور میشد تقدیمت کنم هر چند ناقابل
وقتی دیدیش خوشحال شدم از اینکه ازش خوشت اومد
بهم گفتی دیگه عشق ابدی رو حذف کنیم و فقط اونجا بنویسیم
ولی نه دلم نیومد گفتم بذار جزو خاطره های قشنگمون بمونه
و حالا هر وقت میخونمش چقدر احساس غرور میکنم از عشقی که بهم داشتی
و البته عشقی که میدونم هنوزم داری ....
عزیــزتریــــــــــنم نـــــازنـیـنـــــــــــم
سعیدجونم کاش زود زود برگردی وبیتابیمو ببینی
چقدر دوست دارم فریاد بزنم تا صدام بهت برسه و بگم :
وجودم هیچ لحظه ای نشده که فراموشت کرده باشم وهیچ
لحظه ای هم نخواهد شد که از فکر ویــــــادت غافل باشم
الـــــهی من فــــــدات بشم همیشه برات دعا میکنم عمرم
خدا کنه زود بیایی و از این دلتنگی و نگرانی نجاتم بدی
کاش احساسمو از تو چشام میخوندی عشق من ..
عشق ابدیم بــــــازم میگم خیلی دوستت دارم نفس
عاشق و منتظرت میمونم تنها دلیل بودنم
مواظب خودت باش وجــــــــودم
تنهاترین عــــــــشقم
نفســـــــــــم
گلم..

هیچ گاه فراموشت نخواهم کرد ........ عشقم
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟
- شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
- تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
- به سان قایق سرگشته ، روی گردابم!
- تو در کدام سحر ،بر کدام اسب سپید ؟
- تو را کدام خدا ؟
- تو از کدام جهان؟
- تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف؟
- تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم؟
- تو از کدام سبو
- من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
- چه کرد با دل من ، آن نگاه شیرین آه
- مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه!
- کدام نشاه دویده است از تو در تن من ؟
- که ذره های وجودم تو را که می بینند ،
- به رقص می آیند ،
- سرود می خوانند !
- چه آرزوی محالی ست زیستن با تو
- مرا همین بگذارند یک سخن با تو
- به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر!
- به من بگو که برو در دهان شیر بمیر!
- بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف!
- ستاره ها را از آسمان بیا به زیر!
- تو را به هر تو گویی ، به دوستی سوگند
- هر آنچه خواهی از من بخواه ، صبر مخواه
- که صبر ،راه درازی به مرگ پیوسته است!
- تو آرزوی بلندی و ، دست من کوتاه
- تودوردست امیدی و پای من خسته ست
- همه وجود تو مهر است و جان من محروم
- چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته ست
وقتی رفتی ؛ چشمانت، نگاهت، عطر گیسوانت خاطره شد، گرمی دستانت، حرارت نفسهایت،آرامش شانه هایت خاطره شد و حال نفرین به این زمانه که عشق ما را نیز خاطره کرد.
در غربت مزار خودم گریه ام گرفت
از زخم ریشه دار خودم گریه ام گرفت
وقتی که پرده پرده دلم را نواختم
از ناله ی سه تار خودم گریه ام گرفت
پاییز می وزد و تو لبخند می زنی
اما من از بهار خودم گریه ام گرفت
یک تکه آفتاب برایم بیاورید!
از آسمان تار خودم گریه ام گرفت
نفس نفس نزن صدات جرم همه ستاره هاس
عاشق شدن گناه تو تواین شب بی انتهاس
اسم شبو صدا نکن دراین سکوت بی سکوت
طنین آخرین نفس تا مرگ آخرین هبوط
صدا بزن اسم منو ای تو طلوع آهنین
ای واژه لبریز شده از غزل و عشق و یقین
صدا بزن اسممو باز در این غروب بی کسی
وجود تو غنیمتی ست برای من مقدسی
محبوس برگ دفترم در این شب دلواپسی
تنهایی تنها ماندم پس کی به دادم می رسی
ترانه در حضور تو ترانه خوانده می شود
از تو باید نوشت و گفت فرشته زاده می شود
به حرمت نگاه تو غزل سروده می شود
برای تو به نام تو امید زنده می شود
برای تو نوشته ام من این ترانه را بخوان
بخوان که با تو زنده ام مرا به نام من بخوان..
یک شبی با یاد تو بدرود خواهم گفت و رفت
خاطراتت را به جوی آب خواهم گفت و رفت
در فرار شعرهایم یک شبی خواهم نشست
آخرین اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت
با خیالت بر دیار قصه ها رفتم ولی
قبل رفتن قصه ام را با تو خواهم گفت و رفت
من ندانستم بگویم عاشق چشمان پر مهر توام
یک شبی در خواب تو این جمله خواهم گفت و رفت
شعله های عشق من هر دم زبانه می کشد از هجر تو
بر دل دیوانه ام خاموش خواهم گفت و رفت